با درود. همانطور كه در صفحه اول انجمن مشاهده مي كنيد بخش جديدي با عنوان كتب شعر كاربران ايجاد شده است تا كاربران شاعر اين انجمن در فضايي ديگر به بيشتر به اشعارشان توجه مي شود به ارسال شعرهاي خود ادامه دهند. كاربراني كه مايل به داشتن بخش اختصاصي هستند مي توانند با ارسال 30 شعر در اين بخش "بليطي" به...
با درود...:police: قبل از ارسال اشعار خود در این بخش از بانک اشعار لطفآ به نکات زیر توجه کنید. 1. در قسمت عنوان نام شعر و شاعر باید درج شود. مثال: "نام شعر" - نام شاعر 2. در قسمت پیام (مکانی که شعر خود را در آن می نویسید) باید نام شعر، شاعر و اگر امکان بود مکان و زمان آفرینش این شعر را درج...
ایده هایی که خاک می خوردند دردهایی همیشه پنهانی قهرمان همیشه خودم بودم در هبوط سریع ویرانی فصل فصل سفید عمرم را هی سیاه تر کرد ومی مردند روی دوش ساعت ها لحظه های سرد وبارانی مونسم مثلث درد است ،کوچه پنجره ،خیال تو انتهای برموداست چشمهایت که ...میدانی عشق هایی مکانیزه ، روزگاری مطابق...
[چشم های تو سراسیمه دویدند مدام به دلم نقشه ی تسخیر کشیدند مدام چون کبوتر به سر شاخه ی خشکی دیگر از دل شاعر خشکیده پریدند مدام
مرا بلبل بخواندی و به دل صد گوهرم دادی کزین والاگوهر عشقت چراغ روشنم دادی مرا روح لطیف تو به باغ گلشنم برده وزین بهترتو را قلبی، ز دریا خوشترم دادی تو را شوری وآن دستی که پیوندی گره می زد از آن لبخند و آن مهرت همه دلها صفا دادی مرا دلسوزیت در باغ جان گلها شکفتند ز رویش خود شکفتی و امید...
سرنگ ها، نيمه پر تيغ ها، شكسته سرخ و سياه پام ها، استفراغ ها جاري بر پله ها
میان شب و شیشه خوابیده ام، شکستن به جرم هوس دیده ام! شبم را پر از شکوه کن قاصدک، من از زخم خوردن نرنجیده ام!
تو که رفتی دلمو تنها گذاشتم سر راه تو ز زمستونی که بارو ن می اومد سرد وسیاه تو که رفتی من و بی خودی و غم تنها شدیم تو ی خاطراتمون نشسته سایه ی گناه منو از خودم گرفتی دلو از دل خوشیهاش حالا اینجام تک و تنها یه غریب بی پناه نو بهار دل خستمو سپردی به خزون همه لحظه هام شد از تو پر...
امتحان در فضاي رعب انگيز برگه هايي ز مسئله لبريز جنگ مجهول ها معادله ها ایکس باران جبر و آناليز له شدن در هجوم مسئله ها بین اعداد کسری ناچیز در نبودن حساب حرف حساب
آی خروس سپید همسایه در این حوالی ساعت خاموش است تخمی بگذار مرد ایستاده بر چهارچوب به دنبال هم آوازی نت های سکوت را می خواند.
نخستين روزنويسي شامه ي رنجور سگ تنها و غروب باران نبود تا بر گرده اش، شك بر خويشتن را آزمون دهد عاري از فهم خماری ممتد در مغاره هاي نئشگي لجنزار معلق
هم آغوشي با خويشتن در نگاه منتظر فردا خاطره ای تاریک بر ذهن روشن دیوار و انگار راهي جزء خيال زندگي زين پس نيست.
در انتهاي هم آغوشي شبانه ي ديوار ها لمس خاك رطوبت لزج زایمان آسمان و زميني كه به فضله ي ماده خوكی آويزان است آرام گرفته اي
بازي باد و پنجره از آستانگي درد خبر مي دهد پرده هاي بي کره، سرمست از فروش راز سقفي پر شكاف، خميده بر ديوارهاي بلند كدر نفس محبوس، خيس مي شود از عطر سرد حرير سپيد بر روي تخت به رسم هر غروب
بي سايگي خيابان، لگدكوب هميشگي در جستجوي خنكي ضربان پياپي انتظار چرخ دنده هاي مدور تنهايي هواي تازه ي رفتن را مي بلعند
چه تفاوت؟ مردن، بوسيدن آن دم كه لبت چون لوله ي تفنگ پدر داغ است. بوي باروت، بوي نم سمباده اي بكش خاكستري بر باد شد.
نمی دونم که می دونی؟...نگاهت آخر دنیاست...شب من بی طلوع تو،چه بی مفهوم و بی رویاست نمی دونم که می دونی؟...دلم تنگه نفس هاته...چه بی رحمانه می گفتی که عشقم وزنه ی پاته نمی دونم که می دونی؟... چشام گریون گریونه...که این مجنون ِ تنهایی ، بدون تو نمی مونه نگام کن...سایه ام ،تنهام...پر از...
نگاه کن به خاطرت چگونه آب می شوم چگونه ذوب می شوم ببین کباب می شوم برای یک نگاه تو چه موج می زند دلم چو موج بهر دیدنت پر از شتاب می شوم زد آن نگاه سنگیت تلنگری به برکه ام و من به شوق بودنت پر از حباب می شوم چه دیر پیشم آمدی چقدر زود می روی
گرفته است تو را غربت جهان در بر تو را كه مي وزي از ناكجاي يك باور سلام اي زن گم در هزاره هاي غبار سلام اي اسم بزرگ زمانه اي مادر چه بر سر تو آمده از متن ماجرا چه خبر ؟
روزی خواهم خندید به دغدغه های امروز. امروزهمان فردای دیروز. برای فهمیدن من سوادنمیخواهد. باسکوت هم میشودفهمید. باسکوت... میشوددیوارشب راشکافت. مادرونگرانیهای تکراری. مادروترس ازجهنم. مادروپیشکشش بهشت. پشت حریم شب بوها
بی عشق چه ساده می شود تفسیرم باور کن اگر نبینمت میمیرم افسوس که میروی و من بعد از تو از دست تو وگلایه ها دلگیرم یک پنجره مانده یک اتاق و تب سرد در نقطه ی بیقراری ام زنجیرم در حسرت سیب بوسه هایت عمریست
شیارهای لاجوردی ذهن ودهکده ی کلبه های جنگلی. براده های زنگ زده ی خواب من درحنجره ی واژگون کاغذ. رویای جنگل. پل شیشه ای کودکانه به بلوغ ارغوانی پنجره. ظهورچشمهای نیلی خدادرآمیزش آسمان ودریا. حس شعری مبهم. شاعری که شعرهایش درمن آبستن شد. اوکه رفت بایدمیرفت.
از این کنترل به منظور محدود کردن موضوعات از نمایش آنها قبل آن چهارچوب زمانی مشخص شده است استفاده کنید.
به شما اجازه می دهد تا داده هایی را که لیست موضوع توسط آن مرتب سازی می شود را انتخاب کنید.
آرایش موضوعات بصورت...
توجه : وقتی بر اساس تاریخ مرتب می کنید، 'ترتیب نزولی' جدیدترین نتایج را اولین نمایش می دهد.
قوانین انجمن